برديابرديا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره

بردیا عمرم نفسم عشقم

ختنه پسر کوچولوی نازم

1393/6/2 13:23
نویسنده : مامانی
414 بازدید
اشتراک گذاری

عشق مامان، صبح يكشنبه 31/6/92 با بابايي رفتيم بيمارستان ميلاد. ازقبل وقت گرفته بوديم و قرار بود دكتر خليلي ختنه ات كنه. ابتدا تو بيمارستان دكتر شاهرخ مجلسي معاينه ات كرد كه يه وقت سرما نخورده باشي. وزنت : 400/6 كيلو گرم بود. دكتر شاهرخي گفت كه مشكلي نيست و  گواهي نوشت براي دكتر خليلي. خيلي منتظر مونديم. حدود ساعت 12 ظهر دكتر ختنه ات كرد. خيلي گريه كردي. بابايي تو رو بغل كرد بودو تو راهروي بيمارستان راه ميبرد تا آروم بشي. از داروخانه بيمارستان داروهاتو گرفتيم، رفتيم خونه مامان بتول. خاله فاطي ،خاله مرضيه و خاله سونيا هم اونجا بودن. دوباره بيقراري ميكردي ، با بابايي برديمت بيرون و با ماشين دورت ميداديم تا ساكت بشي. يك ساعتي چرخيديم و برگشتيم خونه مامان بتول. يواش يواش آرومتر شدي. تا شب حال خيلي بهتر شد. شب بابايي اومد دنبالمون و رفتيم خونه خودمون.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)